انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا با شکستی سنگین برای دونالد ترامپ و حزبش به پایان رسید. دموکراتها هر دو مجلس نمایندگان و سنا را بازپس گرفتند و ترامپ در باقیمانده دوره دوم ریاستجمهوریاش به «اردکی لنگ» تبدیل شده است. باتوجه به آنچه امروز در عرصه سیاسی آمریکا میبینیم به احتمال زیاد بدنه حزب جمهوریخواه از ترامپ فاصله خواهد گرفت و به این ترتیب او حتی «آقای وتو» هم نخواهد شد، اما مهمتر از نتیجه، دلیل این شکست است که برای ما اهمیت دارد و آن چیزی نیست بهجز آنچه الجزیره به نقل از ترامپ آورده است: «من فکر میکنم پرونده ایران یکی از عوامل باخت جمهوریخواهان بود».
این اعتراف، یک نقطه عطف استراتژیک است. جمهوری اسلامی ایران در طول سالهای اخیر با سیاست «فشار حداکثری» و سپس تجاوز نظامی آمریکا مواجه بود، اما نه تنها تسلیم نشد، بلکه هزینه این ماجراجویی برای طرف مهاجم آنقدر بالا رفت که به عامل اصلی سقوط انتخاباتی متحدان ترامپ در داخل آمریکا تبدیل شد. رئیس مجلس شورای اسلامی، محمدباقر قالیباف در واکنش به این نتیجه گفت: «چه از روی وجدان و چه تحت فشار هزینههای زندگی، آمریکاییها به جنگ «نه» گفتند و ما از این پیام حمایت میکنیم».
شکست سنگین ترامپ دقیقاً مصداق بارز نصرت الهی است؛ دشمنی که با تمام توان آمده بود موجودیت نظام را برچیند، نه تنها در میدان نظامی و اقتصادی ناکام ماند، بلکه در میدان سیاسی داخلی خودش نیز شکست خورد. همانگونه که قرآن وعده داده است: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ»؛ اگر خدا را یاری کنید، خدا نیز شما را یاری میکند. این نصرت الهی حالا هم انگیزه را برای مقاومت بیشتر می کند و هم مسیر دیپلماسی را هموارتر.
اما آنچه از این پس مهم است را میتوان در سه اولویت خلاصه کرد.
۱. ضمن هوشیار بودن ابتدا باید شکست ترامپ را بهعنوان یک پیروزی برای ملت ایران جشن گرفت. در فضای سیاست داخلی ایران، خطر اصلی این است که این پیروزی راهبردی بهسرعت به موضوعی برای دعوای جناحی تبدیل شود. عدهای ممکن است بگویند «این نتیجه مقاومت بود» و عدهای دیگر بگویند «این نتیجه دیپلماسی بود». اما این هر دو، یک خطای تحلیلی مشترک دارند: مصادره یک پیروزی ملی به نفع یک تاکتیک. شکست ترامپ و حزبش، شکست یک پروژه تمامعیار علیه ملت ایران است. این پروژه با ترکیبی از تحریم، تهدید نظامی، فشار دیپلماتیک و جنگ شناختی طراحی شده بود و در همه این جبههها ناکام ماند. بنابراین، نخستین گام باید یک گام وحدتبخش باشد: همه نیروهای سیاسی، فارغ از گرایش، باید این شکست را به عنوان یک دستاورد ملی به رسمیت بشناسند و آن را جشن بگیرند. این جشن، نه شادی از شکست یک کشور خارجی، بلکه بازشناسی این واقعیت است که هزینه تحمیل جنگ و فشار بر ایران، برای نیرویی که آن را آغاز کرده، غیرقابل پرداخت شده است. البته این هم که در ادامه بخواهیم امیدوار به تغییر رفتار ترامپ و یارانش باشیم یک خطای راهبردی است. این پیروزی کاملاً متعلق به ملت ایران است نه حاصل تغییر در منش و رفتار سیاسی دشمن، لذا همچنان باید هوشیار بود و گارد دفاعی علیه دشمن را حفظ کرد.
۲. حواسمان به تله «دوقطبی مقاومت و مذاکره» باشد. پس از این مرحله وحدتبخش، باید از افتادن در تلهای که سالهاست سیاست خارجی ما را فلج کرده، پرهیز کنیم: دوقطبی کاذب «مقاومت در برابر مذاکره». در این دوگانه، مقاومت به عنوان «تصلب بدون منطق» و مذاکره به عنوان «سازش و تسلیم» تعریف شده است. نتیجه این تعریف، نه تقویت مقاومت و نه پیشرفت دیپلماسی، بلکه تعمیق شکاف داخلی و فرسایش سرمایه اجتماعی است. برخی تحلیلها بهدرستی هشدار دادهاند اگر باورهای اصیل را به «مذاکره یا عدم مذاکره» گره بزنیم و مذاکره را «بیعت با دشمن» بشماریم، تنها اسباب ناامیدی مردم را فراهم کردهایم. این دوگانه، درواقع یک تله سیاسی است که دشمن نیز از آن بهره میبرد، زیرا مانع انعطاف راهبردی و استفاده هوشمندانه از همه ابزارهای قدرت ملی میشود.
۳. مقاومت و مذاکره، دو روی یک سکه در سیاست خارجی مبتنی بر مبانی انقلاب اسلامی هستند. حقیقت این است در سیاست خارجی جمهوری اسلامی، مقاومت و مذاکره هرگز دو گزینه متضاد نبودهاند. آنها دو روی یک سکه هستند و هر دو در خدمت یک هدف واحد قرار دارند؛ تأمین منافع ملی و حفظ عزت ملت ایران. میدان و دیپلماسی، دو ظرفیت جدا از هم نیستند که یکی «انقلابی» و دیگری «محافظهکار» باشد. آنها کاملاً منسجم و یک ظرفیت واحد برای پیشبرد اهداف کشور هستند. مقاومت در میدان، هزینه تجاوز را برای دشمن غیرقابل تحمل کرده و دست برتر را در دیپلماسی ایجاد میکند. در نقطه مقابل، دیپلماسی هوشمندانه میتواند دستاوردهای میدان را تثبیت و نهادینه کند. تاریخ سالهای اخیر نشان داده هرزمان این دو مکمل یکدیگر بودهاند، سرعت حرکت رو به جلو برای ملت بیشتر شده است؛ در همین یک سال گذشته، مقاومت حداکثری مردم بود که آمریکا را ناچار به نشستن پشت میز مذاکره کرد و مقاومت دیپلماتها در امتیاز دادن بود که شکست آمریکا در میدان را هم رقم زد.
این فرصت، نه در پیروزی یک جناح داخلی بر جناح دیگر، بلکه در بازتعریف وحدتبخش برای استفاده در سیاست خارجی نهفته است. باید ضمن هوشیاری و قطع امید از دشمن، ابتدا این پیروزی مشترک را جشن بگیریم، سپس با پرهیز از دوقطبیسازی کاذب، به این باور برسیم که مقاومت و مذاکره دو ابزار همراستا برای یک هدف مشترکاند. میدان، هزینه تجاوز را بالا میبرد؛ دیپلماسی باید دستاوردهای میدان را تثبیت کند. هر دو، در خدمت عزت، امنیت و پیشرفت ایران هستند.
۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۳
کد مطلب: ۱۱۷۴۰۵۴
انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا با شکستی سنگین برای دونالد ترامپ و حزبش به پایان رسید. دموکراتها هر دو مجلس نمایندگان و سنا را بازپس گرفتند و ترامپ در باقیمانده دوره دوم ریاستجمهوریاش به «اردکی لنگ» تبدیل شده است.
زمان مطالعه: ۴ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما